خرید بک لینک
قدمهای من ناتوان در برف این دو و سه قدم را باید بروم تا به تو برسم خفته بودم که از کوچه صدایم کردی مانده بودم در خانه بمانم یا به کوچه بیایم نیستی و هستی در کوچه در پرتقالهایی بود که از پاکت پیرمرد بر کف کوچه ریخته بود در کنار تو در کوچه چهار فصل سال ناگهان گُل دادند - نرگسی در چشمان تو -گُل سرخی بر لبان تو - شقاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:29

نه می رسیم ...

نه دل می کنیم ...

بیا برگردیم ...

افشین صالحی

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:29

من بی تو هم می توانم زندگی کنم

اما اگر با تو باشم (بودم)

جور دیگری میتوانم (می توانستم) زندگی کنم...

ناظم حکمت

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:29

حقیقت یا سرنوشت وقتی سرنوشت داشت بازی جدیدی رو مینوشت هیچ وقت فکر نمی کردم روزی اینجا رسیده باشم درمانده و متاثر ... روزگاری است میپرسم حقیقت چیست ؟ عشق کیست ؟ راستش را بخواهی علی رقم میل باطنی و کم و کاستی هایمان دلخوری شادی عصبانیت هر چی که اسمش رو بزاری حقیقت من و تو هر شب روبرومون هست و اگر این نیست تو بگو حقیقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:29

و همچنان این زندگی ادامه دارد ...آره اینجا آینده ای در کار نیست و این غم انگیزه برای من ,برای من که پر بودم از شور و نشاط ,لعنت به هر چی آدم خودخواه ....

نه معجزه ای در کار نیست تمام راه را باید پیاده بروم ....

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:29

وقتی کسی تو رو جز گزینه هاش گذاشته لطفا تو اون رو جز اولویت ها نزار ...تمام

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:29

راه رویامو چطور دزدید من یلدام شب دور از خورشید باز پاییز شد و باد چرخید و هوس چون گیاهی مرموز رویید او رویید و درخت از این همه درد چون نگاهم خشکید تا دیروز قدمی بردار من رو باز به شروعش بگذار تو زیبایی و بی پروایی و من که از این دلتنگی بیمار با من حوصله کن در این شب کور تو همیشه دل یار ??? تو شب بیدار منی همه جا تکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:29

افسانه ها را رها كن...

دوری و دوستی كدام است؟

فاصله هایندكه عشق را میبلعند،

من اگر نباشم , دیگری جایم را پر میكند

به همین سادگی...

******************************
شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر،

شخصیت من چیزیه که من هستم،

اما برخورد من بستگی داره به اینکه :

" تو " کی باشی ...

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 10 اسفند 1396 ساعت: 18:42

در زندگی، لحظاتی پیش می آید که نه کسی را دوست داری،

نه دلت می خواهد کسی دوستت داشته باشد ...

علی محمد افغانی

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۰۸/۱۸ساعت 19:36&nbsp توسط من |

برچسب: زندگی, نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 22:48


بعضى ها مثل يك اتفاق عجيب
حال آدم را خوب مى كنند
مثل هواى تازه اند
آدم دلش مى خواهد
در روياهايش دستشان را بگيرد
و بگويد تو كه باشى
مگر آرزوى ديگرى مى ماند

امیر وجود

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۱/۲۷ساعت 0:44 توسط من |

برچسب: پست, نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:56

از میان تمام چیزهایی که دیده ام
تنها تویی که می خواهم به دیدن اش ادامه دهم
از میان تمام چیزهایی که لمس کرده ام
تنها تویی که می خواهم به لمس کردنش ادامه دهم.
خنده ی نارنج طعمت را دوست دارم.

چه باید کنم ای عشق؟
هیچ خبرم نیست که رسم عاشقی چگونه بوده است
هیچ نمی دانم عشق های دیگر چه سان اند؟
من با نگاه کردن به تو
با عشق ورزیدن به تو زنده ام.
عاشق بودن، ذات من است.

پابلو نرودا

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 16:13


اين روز ها
بى حواس ترين زن دنيا منم
كه در گذر از ميان مردم شهر
با هر عطرى به ياد تو مست مى شوم
و در چهار خانه ي هر پيراهنى شبيه تو بيتوته مى كنم

اين روز ها
هستى و نيستى
و ميان بى حواسي هاى معلقم قدم مى زنى
تو را مى گردم در ميان تمام كسانى كه شبيه تو نيستند
و سراغ تو را از شلوغ ترين خيابان هاى شهر مى گيرم
نيستى كه نيستى
و من بى حواس ترين زن دنيا
حواسم از تو پرت نمى شود كه نمى شود

سارا قبادی

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 16:13


عشق اما نهايتى مجهول
بى حضورش اگرچه شب عالىست
در تن فکرهاى هر شبهام
باز هم جاى خالىاش خالىست

علیرضا آذر

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 16:13

اجازه میدهی آرزویت کنم؟من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم... بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم بگذار همه بگویند "بیچاره دیوانه شده" من کاری با این حرف ها ندارم فقط میخواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شوم موهایت را شانه کنم، دکمه های پیراهنت را ببندم، دستم را روی صورتت بکشم.. وای دستم را رویِ صورتت بکشم... یعنی تا این حد اجازه دارم در رویاهایم نزدیکت شوم؟ من اصلا از تو توقعِ محبت هم ندارم میدانی دوست داشتنِ تو نیازِ من است مثلِ نیازِ ماهی به آب. من بدون دوست داشتنت می میرم در این خشکیِ مطلق ... اصلا من برایِ شعرهایم به تو نیاز دارم. باید هر موقع که کم می آورم لب هایت را زیر و رو کنم. شعر هایِ زیادی است لا به لای ِ صورتیِ شیرینش.... چشم هایت، چشم هایت که اصلا زندگی است نباید شعرش کرد باید کشید و از دور نگاه کرد و مست شد...حالا اجازه دارم آرزویت کنم؟ سحر رستگارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 5:05

در زندگی، لحظاتی پیش می آید که نه کسی را دوست داری،

نه دلت می خواهد کسی دوستت داشته باشد ...

علی محمد افغانی

برچسب: زندگی,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی زیباست,زندگی با چشمان بسته,زندگی در آمریکا,زندگینامه کوسم سلطان,زندگی شعر,زندگینامه مهران مدیری, نویسنده: سارا ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 5:05

صفحه بندی